تاریخ
دراین بلبشوی زمان نمی دانیم کدام سمت بروم اینجا مردمانش هرگاه خواسته اند درست کنند خرابتر شده است اینجا هنوز بوی خیانت به راحتی استشمام میشود تاریخ گواه میدهد که این خاک هرکس را که کارآمد ودلسوز بوده حذف شده هرکس طرف مردم بوده کاری کردن که ازدید همین مردم بیافتد .
از ریس علی که امپراطوری بریتانیا از دستش عاجزبود ولی خودی ها اورا به سینه ای مرگ کشاندن تا امیر کبیر وآریوبرزن همگی به دست خانین وطنی به کام مرگ فرستاده شدند.
ترجیح میدهم نظاره گرباشم پشت پنجره از آن بالا شاید طرف درست را ببینم شاید بیطرفی هم پست ترین کار باشد عقلم اشاره میکندپنجره را بشکن و نره بزن شاید خالی شوی اما دستم دیگر به سرم نمیرسد چه برسد به شکستن ،، وباز آرم میگرم ولی به زور هزار زهرماری...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۱ ساعت 18:27 توسط ناصراعظمی وفا
|
مطالب و داستانک های اجتماعی